با توجه به اهميت به روز رساني آزمونها ،جديدترين ليستهاي گفتاري استاندارد شده بر حسب سلايق بيماران محترم به سمع و نظرتان مي رسد. لازم به ذكر است بهتر است همكاران محترم شنوايي شناس در انتخاب ليست مورد نظر براي هر بيمار دقت لازم را مبذول فرمايند تا از هرگونه عوارض بعدي مصون بمانند.
ليست كلمات دو سيلابي اينوري ها :
دكتر ، دولت ، مهرورز ، قله ، هسته ، چاوز، حماس، حسن ،هلو، لكه
ليست كلمات يك سيلابي اينوري ها :
حق ، پول ، نفت ، بوش، بز ، محو، ننگ ، چين ، من ، مهر
ليست كلمات دو سيلابي اونوري ها:
حسين ، سيد ، اصلاح ، تغيير، اخلاق ، قانون ، گوجه ،هاله ، سفره ، كاپشن
ليست كلمات يك سيلابي اونوري ها :
چيز ، سبز ، مير، توت ، راي ، ما، كو ، خا ك ، بر، سر
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:36  توسط
|
نميدونم تو جاهاي ديگه هم رسمه يا فقط ساختمون پزشكان ما اينجوريه كه محل عبور و مرور انواع و اقسام درراه مانده ها، زن و بچه تصادف كرده ها و اخيرا زندانيان آزاد شده است. به هر حال يك از اونا بابايي هست كه تقريبا 6 ماهه هر روز مياد و بعد از اينكه سينشو صاف مي كنه ميگه 40 روزه بچش تصادف كرده سه ميليون هزينش شده ،40 تومنش مونده ! اول سخنرانيش هم ميگه بلانسبت هيچ مردي اينقدر بي قيرت نيست كه با زن و بچش بياد گدايي و قص عليهذا.... (خودم مي دونم غيرت روبايد با غ مي نوشتم ميخواستم ببينم با دقت مي خونين يا نه!) ، به هر صورت من هم كه طبق معمول مريض ندارم جمله هاش رو زودتر از خودش با خودم مي گم . به صرافت افتادم يك روز ازش بپرسم تو اين 6 ماه چقدر كاسب شده تا بفهمم براي بدست آوردن ثروت علم بهتر جواب ميده يا بي غيرتي !
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:35  توسط
|
اين تنوع شخصيتيه بيمارا هم براي ما مايه دردسر شده،ماجرا از اين قراره كه تو اتاقك اكوستيك پوستري ازيكي ازشركتها آويزون كردم كه يك خانم به چشم خواهري تو مايه هاي هلو ( منظورم وزير بهداشت سابق نيست) با سمعك به آدم زل زده طوري كه دلت ميخواد ده تا از اون سمعكا رو يه جا داشته باشي(به چيزي غير از سمعك فكر نكنيد) ،خلاصه وقتي يكي كه ظاهرش طوريه كه به نظر از اين عكساي مبتذل خوشش نمياد (خودتون حدس بزنيد ظاهرش چه طوري ميتونه باشه،همه چيز رو كه من نبايد توضيح بدم) زودتر مي رم تو اتاقك و پوستر رو بر مي گردونم. به هر حال يكي دو بار سوتي دادم و يادم رفت پوستر رو بر گردونم كه اين قضيه به طور فاحشي آستانه هاي شنوايي طرف رو بالا برد ، البته بعد از اينكه حالش سر جاش اومد آستانه ها به حالت طبيعي برگشت!
يادم باشه يك پوستر داراي مضامين زمخت! به يكي از شركتا سفارش بدم تا توي اينجور مواقع نتيجه منفي كاذب بدست نياد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:40  توسط
|
مدتيه patient signal دستگاه خرابه و حوصله درست كردنش رو هم ندارم، براي اينكه مريضا يه ورزشي هم كرده باشن بهشون ميگم بعد از شنيدن صداي بوق يا سوت دستتون رو بالا بياريد. امروز مثل هميشه اين جمله رو به بيمار گفتم و نشستم پشت اديومتر، اولين تون رو كه فرستادم با تعجب دبدم طرف لباشو غنچه كرد، گفتم پناه بر خدا و يك بار ديگه مشغول شدم ،اين بار هم مثل دفعه قبل با لبهاي غنچه بيمار روبرو شدم. با اخم و تخم ( به فتح ت ، ياداوري كردم كه اشتباه نخونيد ) گفتم معلوم هست چيكار مي كنين؟ بنده خدا هاج و واج گفت هيچي خودتون گفتين بعد از هر بوق سوت بزن.....
باز خدا رو صد مرتبه شكرنشنيده بود كه بعد از شنيدن بوق يا سوت بالا بياريد و گرنه گلاب به روتون معلوم نبود كف كلينيك به چه روزي مي افتاد ! يادم باشه فردا حتما patient signal رو درست كنم.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:37  توسط
|